تبلیغات
عقیده - آیا اجماع در سقیفه برای خلافت ابوبکر به وجود آمد ؟
یکشنبه 19 شهریور 1391

آیا اجماع در سقیفه برای خلافت ابوبکر به وجود آمد ؟

   نوشته شده توسط: حامد    نوع مطلب :نوشته های دارای سندیت ،

از شما برادران و خواهران محترم بازدید کننده عاجزانه خواهشمندم این چند خطو بخونین
اهل سنت می گویند که ملاک در تعیین خلیفه اجماع مردم است (1) و چون مردم در انتخاب ابوبکر اجماع کردند لذا ابوبکر به عناون خلیفه تعیین شد.در خلافت ابوبکر اجماع حاصل نشد.آنچه از تواریخ به دست می آید ، و مورد اتفاق همه مورخین و محدثین است ،این است که هیچ گونه اتفاق آرایی در مورد بیعت ابوبکر حاصل نشده است،گروه زیادی از بیعت تخلف ورزیدند، و این گروه افرادی عادی نبودند، بلکه همه جزو شخصیت های بارز علمی، و مردان شایسته ای بودند همچون بنی هاشم،
و بنو زهره و بنو امیه(2) . در اینجا فقط کوتاهی از گفتار ابن ابی الحدید معتزلی حنفی مذهب را ذکر می نماییم که در این باره میگوید :
(( عمر کسی است که برای ابوبکر از مردم بیعت گرفت، و مخالفین را سرکوب نمود و او بود که شمشیر زبیر را هنگامی که شمشیر کشید تا حمله نماید، شکست و با دست به سینه مقداد کوبید، و سعد بن عباده را زیر دست و پا له کرد، و گفت : او را بکشید، خداوند او را بکشد، او بود که بینی حباب بن منذر را به خاک مالید، و او بود که افرادی را که به خانه فاطمه سلام الله پناه برده بودند به قتل و آتش زدن تهدید نمود، و آنها را از خانه فاطمه سلام الله بیرون کشید و اگر او نمی بود، خلافت برای ابوبکر صورت نمی گرفت.))(3)
و نیز شاید از شرایط اجماع باشد که علی علیه السلام را به زور به مسجد برده و او را وادار به بیعت نمودند، و آنگاه که امتناع ورزید، او را به قتل تهدید کردند؟!! که حضرت فرمودند :
(( و اذا تقتلون عبدالله و اخا رسوله ))(4)
(( در این صورت بنده خدا ، و برادر رسول خدا را می کشید))
و عمر در جواب گفت :
(( اما عبدالله فنعم، و اما اخا رسوله؛ فلا))(5)
(( اینکه گفتی بنده خدا، پس آری تو بنده خدا هستی، و اما اینکه گفتی برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، هرگز)) آیا چنین بیعتی از سوی اهل ( حل و عقد) را در چنان شرایطی ، می توان اجماع نامید؟ تازه کدام اهل ( حل و عقد)؟؟به گفته نویسنده معاصر مصری، دکتر احمد محمود صبحی:
(( اهل ( حل و عقد) چه کسانی بودند؟ آنانی که خود محور اختلاف و نزاع بودند..... آنان معتقد بودند که هر یک برای خلافت شایسته تر از دیگری است، طلحه در تعیین عمر از سوی ابابکر، اعتراض می کند، تمایلات شخصی در شورای خلافت که از سوی عمر تعیین شده، نقش اصلی را ایفا می کند، برخی از آنان به کینه توزی توجه نموده ، و بعضی دیگر جانب داماد خود را می گیرد. شروط تهدید آمیز عمر روشن می سازد که او خود نیز از درگیری آنان بی اطلاع نبوده است .

پی نوشت:

1- شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج 1 ، ص 215
2- صحیح مسلم، ج5، ص 152. صحیح بخاری، ج 5، ص 82،
3- شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ، ج 1 ، ص 174
4- الامامه و السیاسه ، ابن قتیبه، ص 13
5- نظریه الامه لدی الشیعه الانثی عشریه ،  ص 100-

با تشکر از پایگاه شیعه حق
این لینکم دیدنش خالی از لطف نیست
و همینطور این لینک


صابر
چهارشنبه 22 شهریور 1391 01:36 ق.ظ
برادر سلام
نظر گذاشته بودید
با اجازتون لینکتون کردم
یا علی
نوید
سه شنبه 21 شهریور 1391 11:01 ب.ظ
به خاطر این بهت فوش دادم چون به صحابه و همسر پیامبر فوش دادی .
اصلا گیریم حرفتون درست باشه ولی به خاطر احترام پیامبر نباید اینا رو بگی.
اصلا من نمیتونم باور کنم که همه صحابه به جز چند نفر یهو مرتد شدند.
پاسخ حامد : علیک سلام
من کجا فحش دادم؟
من با دلیل ثابت کردم که صحابه ای که شما میگین کافر هستند شمام با دلیل بهم ثابت کنید که من اشتباه میکنم قرار نیست هرکس خلاف حرفت حرفی زد فحش بدی.عزیزه من فقط یک درصد ،فقط یک درصد فکر کن حق با منه و تو پیرو چندتا کافر هستی قبول داری اخرتت خراب میشه گلم
نمیگم شیعه شو فقط بهت میگم تحقیق کن پای حرف منو چندتامولوی هم نشین خودت عقلتو قاضی کن توی یک کفه حضرت علی ع و ائمه اطهار رو قرار بده توی یک کفه ابوبکر عثمان عمر معلویه عمروعاص طلحه زیبر وبقیه ببین ابوذر که بود و چکونه شهید شد ببین پیزروی کردن از ائمه اطهار خوبه یا بد ببین اونها کی بودن کاری نداشته باش که برخی از شیعیان خرافه پرست هستند برو دنبال ذات شیعه در تسنن هم خرافه زیاده کلا در ادیان چون ماورایی هستند خرافه هست شا به ذات دین نگاه کن . شما ببین چرا حضرت زهرا دلش نمیخواست ابوبکر توی تشیع جنازش باشه(این از صحیح مسلمه) .موفق باشی
دوست داشتی میتونم کمک کنم بهت خوشحال میشم .
اگر هم جسارتی از جانب بنده به شخص شما شده از شما پوزش میطلبم.
احمد
سه شنبه 21 شهریور 1391 10:49 ب.ظ
سلام
ششمین اخترِ سپهرِ سیادت و سروری را می شناسی؟ آنکه به فیضِ وجودش، قلم جانی دوباره گرفت و خامه ی سیاهش را به احادیث پرنورش، روشنایی بخشید. او که از چشمه سارِ زلال اندیشه اش، صدای مکتب بیداری در گوش جانهای شیفته طنین انداز است. آری او شاه بیت غزل دانایی، ششمین قرائت زیبایی و تجلّی جمال والای الهی صادق آل محمد است. باید اما پا به پای معرفت رفت تا او را دریافت! شهادت جانسوزش را به محضر امام عصر(ارواحنا فداه) و نائب برحقش مقام عظمای ولایت و مرجعیت و شیفتگان فقه و دانایی تعزیت عرض می کنم.
ஐ " دختـــــــــر جهنمـــــــے ஐ "
سه شنبه 21 شهریور 1391 05:28 ب.ظ
او همــــ آدم استـ

اگـــــــر دوســتتــ ـــ دآرم هـــآیتــ را نشنیـــــده گرفتــــــ

غصه نخــــور

اگــــر رفتــ گریـــــــه نکن



یکــــ روز چشمــــهآی یکــــ نفر عــــآشقش میکند

یکـــــ روز معنی کمـــ محلی را می فهمد

یکــــــ روز شـ ـکستـ ـن را درک میکند



آن روز می فــــــهمد آه هـآیی که کشیدی،

از تـــــه ِ تـــــهِ قلبتـــــ بوده!

می فهــــمد شـ ـکستـ ـن یک آدم تــــآوان سنگینی دآرد...
پاسخ حامد : سلام دختر
هنوزم دل شکسته ای بابا بی خیال ارزش نداره به خدا
فائق
سه شنبه 21 شهریور 1391 02:43 ب.ظ
فائق بازم آپه...
شاید با ادامه مرده پرست... برایت متاسفم!
و شایدم بحثی به مراتب پیچیده تر و مهم تر از اون
خوشحال میشم بیای و بقیشم که میدونی!
کامنت و اگه دوس داشتی شرکت تو نظر سنجی!
نوید
دوشنبه 20 شهریور 1391 07:50 ب.ظ
چرا هركی میاد یه چیزی مینویسه زود عصبی میشی من تازه از دین یه چیزایی سر در اوردم و مامانم شیعه و بابام سنی دنبال حق هم هستم ما هم موندیم حرف كی رو گوش كنیم حالا هم اومدم مطالبت تو رو میخونم بعد هم میرم از مولوی ها ازشون اینا رو میپرسم بعدش هم اونا هم راهنماییم میكنن تازه چرا عصبی شدی اومدی تو وبلاگم و این جوری حرف میزنی یعنی ما كه سنمون كمه نباید شما رو مورد سوال قرار بدیم كه مینویسی تو كار بزرگترا دخالت نكن؟ ولی من با همین سن كمی كه دارم وقتی پیش یه مولوی میرم با آرامش بهم توضیح میده ولی تو اومدی تهدید میكنی؟ اخه این حوری كه نمیشه من دنبال حق هستم و میخوام پیداش كنم.
تازه میدونی چرا این حرفا رو نوشتم آخه وقتی از یه آخوند این مسئله هارو پرسیدم جوری باهام حرف زد كه انگار قتل كردم ولی وقتی از مولوی پرسیدم با آرامش بهم توضیح داد بعدش هم تو میای تحدید میكنی بهت كه گفتم بابام سنی و مامانم شیعه هست و دنبال حقم.
پاسخ حامد : اولا شما نپرسیدی و شروع کردی به فحش دادن
هر حرفی زدی اولش یک خط فحش دادی شمام بپرس تا جوابتو بدم . شما لطف کن برو پیش مولوی هاتون و بهشون بگو کثافت اشغال وضی نفهم فلان فلان شده تویی که کل دینت و مذهبت کفره بگو ببینم فلان ببین چه جوری بهت جواب میده عزیز شما همونجور که از مولوی هاتون سوال میکنی اینجام سوال کن بنده در خدمتم. در مورد اخوندام خیلی هاشون سوادشو ندارن بنده هم ادعایی ندارم اما تا اونجا که بتونم در خدمتتون هستم.
راجع تهدید هم بنده سر در نمیارم جریان چیه تا بحال کسی را تهدید نکردم.
اما ازت دلخورم که بدون نام فحش میدی و با نام از خودت دفاع میکنی اونم به عنوان شخص ثالث و این به دور از مردانگی هستش.
کدوم از سوالات شما تابحال بدون پاسخ مونده؟
کدوم یک از سوالات بنده رو جواب دادین؟
اگر واقعا دنبال حقیقتی کمی تحقیق کن بنده هم هر کمکی از دستم بر بیاد در خدمتم.
دوشنبه 20 شهریور 1391 07:30 ب.ظ
براردر عزیز بزار یه داستانو برات تعریف كنم یه ماه پیش رفتیم مشهد زیارت حضرت رضا (ع) یه شیعه رو دیدیم كه بهمون گفت بیا بحث كنیم منم قبول كردم اولش پرسید آیا حضرت علی رو قبول دارین؟ منم خوب بهش توضیح دادم .آخرش جوری شد كه بخدا شروع كرد به فوش دادن اخوندا . میگفت كه مشكل از ما شیعه ها نیست این آخوندا در گوشمون چیزای ضد اهل سنت میخونن و ما هم باور میكنیم . تو هم تقسیری نداری در گوشت خوندن بخاطر همین این قد كینه داری خودت بیا استان ما از نزدیك مذهبمون رو مورد سنجش قرار بده بعد قضاوت كن اگه واقعا همینجور كه تو مینویسی بود باشه قبول ولی اگه اینجوری نبود پس مذهبتون به قول خودت دروغه.
پاسخ حامد : شما لطف کن از دروغ های مذهب ما بگو تا ما هم مطلع بشی عزیزم.
مذهب شیعه مذهب حق هست مذهب پیروی از سلوک ائمه اطهار.
دوشنبه 20 شهریور 1391 07:23 ب.ظ
سلام برادر اگه با اهل سنت مشكلی نداری چرا مینویسی اهل سنت .
پاسخ حامد : من تعریفمو از اهل سنت نوشتم ولی چون شاعبه داره پیش میاد چشم ویرایش میکنم و از کمه وهابیت استفده میکنم .ممنون از تذکرتون.
فائق
دوشنبه 20 شهریور 1391 03:58 ب.ظ
راستی آپم سید اگه خواستی بیا.
احمد
دوشنبه 20 شهریور 1391 10:52 ق.ظ
بازم سلام
مجبورم کردی یه داستان جگرسوز رو برات بگم:
توی اوج غربت امام مبین، مولای متقیان علی(ع) بود، یه روز داشت توی کوچه رد می شد، دید یه بی ادبی داره به مولای مظلوم ما ناسزا میگه! آه آه آه... این شعر زبانحال امام بر حق ماست:( مررتُ بلئیم قد یصبّنی فمررتُ ثمة اقول لا یعنینی) «کنار شخص پست و لئیمی عبور می کردم که مرا دشنام می داد، از کنار او گذشتم و باخود گفتم، با من نبوده و شاید یک علی دیگری را ناسزا می گوید.»
اینو گفتم بدونی که این بی شرم ها امام ما رو هم خیلی دشنام دادند چه برسه به من و شما!!!!!!!
راستی وقت کردی پست جدید منو بخون و نظرت رو بی پروا بیان کن. متشکرم
پاسخ حامد : علیک سلام
ممنون
من از دشنام اینها نه تنها ناراحت نمیشم بلکه خوشحال هم میشم چون میفهمم راهمو درست دارم میرم
من با اهل تسنن هیچ دشمنی ندارم مشکل من وهابیت کثیفه.
احمد
یکشنبه 19 شهریور 1391 10:36 ب.ظ
بازم سلام دوست عزیزم
نه اشتباه نکن، من فقط گفتم باید با روش ائمه علیهم السلام پاسخ بدیم؛ نه کم نه زیاد، گفتم که وهابی ها مسلمان نیستند، نکنه خدای ناخواسته توی دام اون ها بیفتی و گرفتار حیلۀ تفرقه میان شیعه و اهل تسنن بشی، ولی استدلال منطقی حتی با برادران اهل تسنن در فضایی دوستانه و صمیمی، خیلی هم عالیه.
از اینکه در راه اثبات حق تلاش می کنید بی نهایت سپاسگذارم.
ضمنا اخماتو باز کن، لبخند هم بزن، حالا شد. خیلی مخلصیم برادر. التماس دعا
پاسخ حامد : سلام احمد جان
من شما رو عیین برادر خودم میدونم دوست دارم کنارم باشید تا در مقابلم خودت مشاهده کن بدون اسم ،با یه اسم تو یه لحظه نظر میزارن و حرف خودشون رو تایید میکنن جواب نمیدن فقط توهیین میکنند میگن به همسر پیامبر توهیین نکن مگه پیامبر فقط یک زن داشت؟
که شما ارزش اونو بردین بالا غیر اینه میخواینش چون دختر ابوبکره چرا از حضرت خدیجه حرفی نمیزنن که اسلام مدیون اون بزرگواره میگم بهشون که بابا بگین شما که علی رو میگین دوست دارین بگین چرا عثمان قبل از ایشون خلیفه شد؟
بگین شما که عایشه و علی ع رو دوست دارید چرا در جنگ جمل مقابل علی ع قرار گرفت؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

دانلود آهنگ جدید