تبلیغات
عقیده - بدجایی گیر کردم
چهارشنبه 11 مرداد 1391

بدجایی گیر کردم

   نوشته شده توسط: حامد    نوع مطلب :دل نوشته ها ،

تاحالا شده یه کاری رو بخوای انجام بدی اما نتونی؟
تاحالا شده کاری رو نخوای انجام بدی ولی مجبور باشی انجام بدی؟
خیلی بده نه
ولی من چیکار کنم
یه کاری هست خیلی دوست دارم انجام بدم فکر که بهش میکنم ناخوداگاه لبخند میاد رو لبهام دلم وا میشه فکرشو بکن فقط با فکرش حالا اونی بشه که دوست دارم دیگه هیچی نمیخوام از این دنیا
جالبیشم اینه کاریه که میتونم انجام بدم خیلی راحت ولی نمیتونم
نمیدونم چیکار کنم ادم بدبخت از منم هست
میدونم هست ولی منم خیلی اوضاعم خرکی شده
چقدر خوب میشد مردم تو رو اونجور که هستی میدیدن نه اونی که دوست دارن باشی
چی میشد مردم تو رو با اونچیزی که خودت براش زحمت کشیدی و بهش رسیدی بسنجن و با تلاشت بزرگ بشی بینشون نه اونی که تو توش هیچ نقشی نداشتی


Dozhvan
چهارشنبه 18 مرداد 1391 02:47 ب.ظ
مردم؟
به نظر میاد بیشتر منظورت معشوقه
تا مردم
پاسخ حامد : نه عزیزم
منظورم برخی از مردمه کاره من از عشقو این چیزا گذشته
فعلا منو مردم قضاوت میکنن اونی که شما بهش میگی معشوق خیلی چیزها که حتی برای خودت مهمه واسش مهم نیست البته اگر درست انتخاب کنی
hanieh_fariba
چهارشنبه 11 مرداد 1391 09:52 ق.ظ
bare ma ham pish omade....
پاسخ حامد : سلام
و برخورد شما چی بود با این قضیه؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

دانلود آهنگ جدید